همه بحث برای این است که ما نمره محوری را کمی تعدیل کنیم ولی ما معلم ها خودمان سر خود فرم تهیه می کنیم و آن را به اشتراک می گذاریم یا پاسخ سوالات، معماها و تحقیق های کتاب را می دهیم و بعد از دانش آموز می خواهیم جواب را پیدا کند!! راستش بچه ها در این اوقات به ما می خندند! چون کارشان را راحت کرده ایم. حالا حساب کنید معلم های علوم، عربی و ادبیات فارسی و... همه پاسخ ها را به اشتراک می گذارند و بچه رونویسی می کند و در اختیار معلم قرار می دهد! عجب خنده بازاری می شود! تازه دو ساعت باید به طرف بگویی و توجیه اش کنی که این کار درست نیست اما ضمن احترام بعضی معلمان این کار اشتباه را تکرار می کنند... 

تجربه خود من این بود که کار عملی را تا می توانستم در ساعت های حرفه و فن و در مدرسه انجام می دادم. هیچ گاه نخواستم مثلا پدری از یک استاد کار برق یک تخته کلید دو پل آماده تحویل بگیرد و در حالی که عرق ریزان به سمت مدرسه می آید به معلم مربوطه توهین کند!! یا همکاری از من تقاضای کار عملی برای پسرش کند که فلان معلم گفته یک فیل درست کن بیار همین! بدین ترتیب یک جمعی به تکاپو می افتند تا این پسر بچه کار عملی را تحویل بدهد ان هم کار دیگران را! خود این کار توصیه غیر مستقیم به تقلب است! در تصویر بالا یک تخته دو پل را نشان می دهد که در محل کارگاه توسط دانش اموزان با راهنمایی آقای پور رضایی بسته می شود. این آموزش باید در مدرسه انجام بگیرد. ضمن این که خطرات این کار در منزل برای یک بچه دوازده سیزده ساله و حتی والدین را در کار با برق 220 باید در نظر بگیریم. 

بعد در کارگاه به مفهوم واقعی آموزش می دادم و از بچه ها می خواستم که فلان کار را برای من انجام دهند. برنامه ریزی برای انجام فعالیت عملی بسیار مهم است. هیچ گاه از معلمانی که بدون برنامه ریزی بچه ها را به کارگاه می بردند و آنها همه چیز را نابود می کردند! دل خوشی نداشتم. چون خودشان به مفهوم واقعی بی نظم و شلخته بودند. زمانی که وارد این فضای بلبشو پر از تخته. ابزارهای ولو شده روی زمین. گیره های باز. ابزارهای روی میز و... می شدم حالم به هم می خورد! همیشه ده دقیقه آخر به تمیز کردن کارگاه آن هم بصورت گروه بندی و در بعضی مواقع اجباری می گذشت.

 مثلا اگر مدار چشمک زن الکترونیکی داشتیم در ابتدا از آنها می خواستم وسایل و مواد مورد نیاز را بر طبق لیستی که روی برد می نوشتم تهیه کنند. در روز کارگاه مدار و نحوه بستن آن را توضیح می دادم و بعضی جاها نحوه کار را عملی نشان می دادم مانند لحیم کاری و... 

 سپس گروه ها که از قبل تشکیل شده بودند در محل های مورد نظر مستقر می شدند و کار عملی شروع می شد. بعد به تک تک گروه ها سر می زدم و با راهنمایی بچه ها، نحوه درست استفاده از ابزار، نکات ایمنی، تحویل ابزار و وسایل داخل انبار، امتحان کردن کارها و... کارشان بسیاری از گروه ها در نهایت موفقیت به اتمام می رسید.

 این را هم بگویم که در مورد رعایت نکات ایمنی بیش از حد سخت گیر بودم. به هر حال تنهایی و حضور سی تا چهل دانش آموز در یک کارگاه با خطراتی که همه می دانیم نیاز به مراعات و پرهیز از شوخی و دعوا و... داشت که بخاطر برنامه ریزی قبلی اغلب اوقات با همکاری خود بچه ها کار بدون هیچ مشکلی به پایان می رسید.

وز در حال بررسی

برخی از سر گروه های حرفه و فن مناطق و استان ها تهیه کرده اند.

دنیای حرفه وفن سالاری